بوي عيدي.... بوي پول... بوي كاغذ رنگي
با اينا زمستون وسر ميكنم
هميشه روزهاي آخر سال به خصوص
چهارشنبه سوري كه ميشه به ياد
اين ترانه قشنگ فرهاد مهراد ميافتيم
چقدر قشنگه اين ايام سال كهنه
يه كم عجله يه ذره استرس و قدري هم شادماني پنهون
براي روزاي تعطيلعيد و ديد و بازديدهاي اون
لباسهاي نو، بچه هاي شاد،
سبزه هاي بلند، قلكهاي پر، سكه ها واسكناسهاي تا نخورده
البته قبل از ورود به اين روز آخرين سه شنبه سال يه رنگ ديگس
بوي كبريت... بوي دود... بوي كاربيت... بوي چوب
هرچه هست در شهرهاي ايران سنت قشنگ چهارشنبه سوري
چه براي سوزاندن اهريمن باشه و چه براي پاك كردن گناهان و پليدي ها
و چه براي گرفتن بركت در سال جديد يا هر دليل ديگهايي
به هر حال يه خرده فرهنگه كه همه ما ايرانيا
بخشي از هوييتمان را به آن تعلق داديم.
آرزو ميكنيم اين روز مثل خيلي از سنتها و رفتارهاي اجتماعي يمان
گروگان افراط وتفريط نشه
اصلا زيبايي اين جشن آتيش دار در اينه كه همه خانواده دور هم جمع بشن
و از روي آتيش كوچيك تو حيات بپرن، بگن و بخندن ، فشفشه بسوزونن و شادي كنن
دعا ميكنيم همه همزادهامون توانشو داشته باشن مثل بقيه كنار هم جمع بشن
لبخند بزنن و تخمه بشكنن...