از دیار غربت زده می گذریم
و در نیم سوخته خانه ای
تا محراب آغشته به خون مسجد کوفه
باز هم به پیش می رویم...
و این بار شاهدیم که تابوت خورشید به دست جهالت تیرباران می شود
باز هم می گذاریم و می گذریم...
مقصد دشت کربلاست...
سرزمین بی وفایی
می گذریم...
البته با ندبه های جان سوز او زمزمه می کنیم
سلام بر پیشوایان بزرگوار
درود بر گریبان های پاره شده
سلام بر ارواحی که بدن را ترک گفتند
سلام به آنهایی که عزت را به ذلت ترجیح دادند
آزادی را به بند نفروختند
دین را به زر حراج نزدند
و انسانیت را به جهالت به قتل نرساندند
سلام بر تو که شاید هرگز به زیارت مرقد مطهرت نیامدم
سلام بر آن کس که حریم قدست را می شناسد
و دوستی اش نسبت به تو بی شائبه است...
می دانم ... تو ازدیگران دلیل می خواهی
نه دیگران از تو
و به تو از دیگران گله می کنند
نه از تو به آنها
پس درود و سلام بر تو و روح مطهرت................